نمی دانم نازنین، نمی دانم ...

نمی دانم نازنین، نمی دانم ...

شاید تو همان گمگشته ی ازلی من باشی.

همان نیمه ی گمشده ی روح نا آرامم.

همانی که در طلبش روزگاری هرچقدر گشتم،

نیافتم و ناگزیر ایمان آوردم به افسانه بودنش.

همانی که هرگز نبود

ولی بودنش ناگریز بود و می ارزید به تمام بودنها و داشتنها...

نازنین،

من خسته ام

از این راه طولانی که در طلبت و بی تو پیمودم.

دیگر رمقی برایم نمانده که بخواهم بودنت را اثبات کنم؛

پس مهربانم،

خودت با صبوری بودنت را برایم اثبات کن و باش تا باشم...
دیدگاه ها (۷)

پروانه جان

نمی دانم نازنین، نمی دانم ...شاید تو همان گمگشته ی ازلی من ب...

نمی دانم نازنین، نمی دانم ...شاید تو همان گمگشته ی ازلی من ب...

نمی دانم نازنین، نمی دانم ...شاید تو همان گمگشته ی ازلی من ب...

پاییز آمده🍂تا هر نَسیمش بهانه‌اے شود براےبا #تـღـو ↬ بودنبا ...

💘💜... سنه میلیون لارجا گول وئرمک ایستردیم آمما گوللر سولار.🥀...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط