الی ویو.

الی ویو.
باید یه کاری کنم که ا.ت و جونگ کوک بهم برسن البته من خواهر خودم و میشناسم این عاشق جونگ کوک شده از رفتارش معلومه
تا جونگ کوک میاد یا باهاش چشم تو چشم میشه دست و پاش و گم میکنه
تهیونگ: تو فکری الی
ا.ت: تو هم به همه گیر میدی که تو فکری تو فکری
تهیونگ: آخه همتون تو فکری هستین
ا.ت: من که میدونم داره به چی فکر میکنه داره به تو فکر میکنه تهیونگ
الی: نه داره به یه چیز دیگه فکر میکنم
ا.ت: آها
ا.ت ویو
صبحونه رو خوردیم رفتم رو کاناپه نشستم و گوشیم و دست گرفتم رفتم تو اینستا گشتم
بعدشم که نه حال گوشی داشتم نه هیچی
الی ویو
رفتم پیش تهیونگ بهش گفتم باید این دوتا رو بهم برسونیم اگر عاشق هم بشن زوج های خوبی میشن تهیونگم موافقت کرد
دیدگاه ها (۱۳)

ا.ت ویوکوک اومد پیشم نشست منم چشمامو بسته بودم حال هیچی رو ن...

ا.ت ویومنو جونگ کوک آبمیوه خوردیم جونگ کوک: تو گرمت نیست ا.ت...

فردا صبح ا.ت ویواز خواب نازنینم بیدار شدم رفتم پایین که الی ...

جونگ کوک ویوبا تهیونگ رفتیم عمارت که ا.ت رو کاناپه خوابش برد...

وقتی باهاش..... درخواستی

پارت ۷🖤❤️خوناشام خشن من ❤️ 🖤جونگ کوک : بسه دیگه دراز بکشا/ت:...

part ۴ استاد جذاب من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط