يــــــادت هست ؟

يــــــادت هست ؟
وقتي با "او"ديـــــــدمت،
پرســــــيدم:چه چيــــزش از من بهتر بود؟
گفتي: ---"او" دســـــت هايش را باز مي کند و مرا در
آغــــــوش مي گيرد.اين يعــــني «حسِّ امنيت»
کاري که تو هيــــــچ نکردي!
---يک طـــــرفه به قـــاضي رفتـــي عشــــق مــن...
و نفهــــــــميدي دســت هايم را روي
ســــــرت گرفته بــــودم تا آوار مشـــــــکلات وجـــودت را له نکـــــــند!
اين يعــــني«محبت بي چشم داشت» !!!!!
دیدگاه ها (۳)

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۹: سکوتِ رضایتاتاق ولیعهد در آرامشی غریب ...

حمایت نمیشه زیاد متاسفانه. پارت چهار

شب التیام.

سناریو تهیونگ

داستان عاشقانه جدید

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:5اون..اون پسر ال...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

پارت نمیدونم چند حاجی شرمندت 😊 همون لحظه سانزو برگشت و بغل گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط