این سماور جوش است

این سماور جوش است
پس چرا می گفتی
دیگر این خاموش است؟
باز لبخند بزن
قوری قلبت را، زودتر بند بزن
توی آن مهربانی دم کن
بعد بگذار آرام آرام
چای تو دم بکشد
شعله اش را کم کن
دست هایت
سینی نقره نور
اشک هایم
استکان های بلور
کاش
استکان هایم را، توی سینی خودت می چیدی
کاشکی اشک مرا می دیدی
خنده هایت قند است
چای هم آماده است
چای با طعم خدا
بوی آن پیچیده، از دلت تا همه جا
پاشو مهمان عزیز
توی فنجان دلم
چای داغ بریز
دیدگاه ها (۵)

گفت: چی؟گفتم: تله پاتیگفت: این دیگه چیه؟گفتم: اینکه آدما با ...

ترانه ای روی زمین افتاده بود. قناری کوچکی آن را برداشت و در ...

اصلا گاهی باید ماشین رو مثل توپ شوت کرد گوشه پارکینگ و پیاده...

"او" عادت دارد صبح ها که از خواب برمی خیزد، چند دقیقه ای در ...

....

تقدم به دوستان .‌ با صدای بلند گوش کنید و لذت ببرید🥰گاهی...ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط