بوسه ای می خواستم او صد بغل آورده بود

بوسه ای می خواستم او صد بغل آورده بود
ناز شستش از کجا این قدر عسل آورده بود؟!

گریه تا می خواست دامن گیر چشمانم شود
مهربانی های او بوس و بغل آورده بود

مو به مو دیوانگی های دلم را می شناخت
زلفش از این رو، دو دسته راه حل آورده بود

شب به شب لب هاش جان می ریخت درجامم اگر
بر سرم روزی هزاران بار اجل آورده بود

عاشق چشمان عاشق کش شدن هم تحفه ای ست
که دل لامذهب از روز ازل آورده بود

با هنر بیگانه ای بودیم و با اعجاز عشق
بید ما هر شاخه اش صدها غزل آورده بود
دیدگاه ها (۲)

مستِ عشقم، کس ببیند گویدم دیوانه ایمن نه آن مستم که نوشد باد...

ﮐﻮﭼﻪ ﯼ ﺗﻨــــــــﮓ ﺩﻟﻢ ﺭﻫﮕﺬﺭ ﯾﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖﺑﻪ ﻋﻬﺪ ﻭ ﭘﯿﻤﺎﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﺩﻟﺶ...

عمرم به پای دلخوشی عاشقانه رفتآمد شبی و بعد شبی بی بهانه رفت...

مینویسم یک غزل ، وزن و ردیفش چشم توقافیه ، موضوع و احساس لطی...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.112(از زبون ا.ت...

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:²شب جونگکوک به خونه برگشت مثل...

به زندگی کردن نمی‌گن خوش 🥀 🥀به خوردن و خوابیدن نمیشه گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط