کاراگاه جوان
کاراگاه جوان
Part:36
(جیمین )
داسام:پسرم..پسرم بیدار شو
جیمین:پنج دقیقه
داسام: پسرم بلند شو دیره امروز زیاد خوابیدی مگه دیشب چیکار کردی
جیمین:مگه ساعت چنده
داسام:۱
جیمین :چی
و زود بلند شدم نشستم
داسام:بله
جیمین:چرا زود تر بیدارم نکردی
داسام:فکر میکردم رفتی
جیمین:اها باشه میخوام آماده شم
داسام :باشه من میرم بیرون
جیمین:هوم
رفت بیرون بلند شدم رفتم سرویس دستو صورتمو شستم مسواک زدم و اومدم بیرون لباسمو پوشیدم و زدم بیرون
جیمین:مامان من رفتم
داسام:باشه مواظب باش
جیمین:باشه
رفتم بیرون سوار ماشین شدمو راه افتادم بعد چند مین رسیدم پیاده شدم و در زدم که ۲ مین بعد باز کرد
ا.ت:سلام جیمینی
جیمین:سلام عشقم
رفتم داخل
جیمین:ببینم خوبی درد که نداری
ا.ت:خوبم
جیمین:خوبه
ا.ت:جیمین
جیمین:بله
ا.ت:از داداشم شنیدم بابا امشب توی امارت یه جشن داره
جیمین:میدونم
ا.ت:از کجا
جیمین:گوشیشو هک کردیم
ا.ت:واقعا
جیمین:اوهوم
ا.ت:باشه پس میخوای چیکار کنی
جیمین:احتمالا امروز بگیریمش
ا.ت:خوبه مراقب خودت باشیا
جیمین:چشم پرنسس
ادامه دارد.......
لایک و کامنت یادتون نره خوشگلای من 😸💞
Part:36
(جیمین )
داسام:پسرم..پسرم بیدار شو
جیمین:پنج دقیقه
داسام: پسرم بلند شو دیره امروز زیاد خوابیدی مگه دیشب چیکار کردی
جیمین:مگه ساعت چنده
داسام:۱
جیمین :چی
و زود بلند شدم نشستم
داسام:بله
جیمین:چرا زود تر بیدارم نکردی
داسام:فکر میکردم رفتی
جیمین:اها باشه میخوام آماده شم
داسام :باشه من میرم بیرون
جیمین:هوم
رفت بیرون بلند شدم رفتم سرویس دستو صورتمو شستم مسواک زدم و اومدم بیرون لباسمو پوشیدم و زدم بیرون
جیمین:مامان من رفتم
داسام:باشه مواظب باش
جیمین:باشه
رفتم بیرون سوار ماشین شدمو راه افتادم بعد چند مین رسیدم پیاده شدم و در زدم که ۲ مین بعد باز کرد
ا.ت:سلام جیمینی
جیمین:سلام عشقم
رفتم داخل
جیمین:ببینم خوبی درد که نداری
ا.ت:خوبم
جیمین:خوبه
ا.ت:جیمین
جیمین:بله
ا.ت:از داداشم شنیدم بابا امشب توی امارت یه جشن داره
جیمین:میدونم
ا.ت:از کجا
جیمین:گوشیشو هک کردیم
ا.ت:واقعا
جیمین:اوهوم
ا.ت:باشه پس میخوای چیکار کنی
جیمین:احتمالا امروز بگیریمش
ا.ت:خوبه مراقب خودت باشیا
جیمین:چشم پرنسس
ادامه دارد.......
لایک و کامنت یادتون نره خوشگلای من 😸💞
- ۷۰۶
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط