صبح آغاز ماجرای جديدی ست،

صبح آغاز ماجرای جديدی ست،
از دوست داشتنمان
وقتی، طلوع چشم‌های تو
شهر دلم را گرم می‌کند



دیدگاه ها (۹)

فکرم را میخوانی....احساسم را میدانی!!و لبهایم را بلدی!مرا از...

#بیا #مست کنیم!!#شراب لازم نیست؛#چشمان من و #لبهای تووو #کاف...

پاییزی تر از چشم های آبانی توکدام فصل است؟کدام بهار است که ا...

رنگ چشمان تو ياسي می کند احساس رابوسه هایت می دهد طعم خوش گ...

صدای چشم هایتصدای قهقهه هایتصدای پاهایتآری صدایتموسیقی طلوع ...

زندگی را طعم لب های تو گیرا می کندعطر یاد تو دلم را غرق رویا...

کلماتی را که برایت می نویسم لمس کن ، تا بخوانی و بفهمی که جا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط