(ادامه پارت قبل)

(ادامه پارت قبل)

اونجا بدون اینکه به دور و برت نگاه و توجه کنی با اون پسر حرف زدی و به همه حرفاش گوش کردی، اما نمی‌دونستی که این گفت‌وگو چه بلایی رو قراره سرت بیاره!
متوجه گذر زمان نشدی تا اینکه با احساس دستای گرم کسی رو شونه لختت سرت رو بلند کردی و با مینهو مواجه شدی..
موقعی که داشتی با اون پسر حرف میزدی همراهش الکل و ودکا خودتو خوردی و همین باعث شده بود که مست بشی(پسره داشته درمورد عشقش که بهش خیانت کرده حرف میزده)
زیاد متوجه حرفا و رفتارات نبودی ولی خوب میتونستی چهره عصبی مینهو رو ببینی!
اون مچ دستت رو گرفت و از رو صندلی بلندت کرد و همراه خودش از اون بار خارجت کرد.
گذاشتت تو ماشین و شروع به رانندگی کرد..
باید بگم که مینهو بقدری عصبی بود که نمیتونست تا خونه صبر کنه برای همین ماشین رو تو یه کوچه خلوت پارک کرد و بردت صندلی عقب و...🙂😔
End.
(تو این مدت خیلی نامردی کردم و هیچی براتون نذاشتم البته که این دلیل داشت من نت نداشتم و اگه جواب کامنت هارو میدادم به نت ابجیم وصل میشدم ولی خب الان که اومدم قراره اون مدتی که نبودم رو جبران کنم پس بجز این تکپارتی سه پارت از رمان سکوت سرخ رو براتون میزارم)
دیدگاه ها (۰)

علامت ا/ت:○علامت دیگران:_#سکوت_سرخ_پارت_هفتم بعد از تمام این...

علامت ا/ت:○علامت دیگران:_#سکوت_سرخ_پارت_هشتم خودش هم نمیدونس...

تکپارتیموضوع:( وقتی چند روز پیش با یکی از همکارای خانومش گرم...

(ادامه پارت قبل)سرت رو بلند کردی و به صاحب اون دست نگاه کردی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط