رمان دریای عشق

رمان دریای عشق
فصل دوم
پارت ۲۳
ویو یونا
رو تخت داشتیم با هم می خوابیدیم ( منحرف شو گلم ) که خون بالا آوردم من هنوز لباس تنم بود ولی تهیونگ بالاتنش لخت بود
لباس هایش رو پوشید و منو برآید استایل بلند کرد و سوار ماشین کرد . به بیمارستان رسیدیم
ویو تهیونگ
یونا تو اتاق بود و دکتر به سمتم اومد
ته یونگ : حالش چجوره ؟
دکتر : رابطه ج.ن.سی چند بار داشته
ته یونگ : فعلا یه بار ( ته یونگ شیطون حتی تو حال بد یونا فکر شیطونیه )
دکتر : کی ؟
ته یونگ : یه ماه پیش
دکتر : تبریک میگم خانومتون باردارن
خیلی خوش حال شدم یعنی یه موجودی به وجود اومده از ترکیب منو یونا
ته یونگ : کی مرخص میشه ؟
دکتر : خیلی حالش خوب نیست ۳ روز دیگه مرخص میشه
۳روز تو بیمارستان بودم روز و شب مراقبش بودم . امروز مرخص شد و بردمش عمارت
( جهش زمانی به یه هفته بعد )
ویو تهیونگ
تو این مدت ازش مراقبت کردم و جون گرفت
تو این هفته بهش گفتم که بچه ای تو راهه و خیلی خوش حال شد بیشتر از اون رزی خوشحال شد
ته یونگ : عشقم دارم میرم امروز حمله داریم و یادت باشه شام بخوری
یونا : به چه باندی حمله میکنید ؟
ته یونگ : باند مرگ کرکس
یونا : باشه عشقم مراقب خودت باش نمی خوام زخمی برگردی خونه
ته یونگ : چشم
تعظیم کردم و از عمارت خارج شدم
( جهش زمانی به یه ساعت بعد )
جیمین: ارباب ما آماده حمله هستیم
ته یونگ : شروع میکنیم ( سرد و خشک )
شرط
لایک ۱۰
کامنت ۱۰
بازنشر ۵
❤️حمایت بشه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
دیدگاه ها (۱۰)

رمان دریای عشق فصل دوم پارت ۲۴ویو تهیونگ حمله تموم شد و پیرو...

رمان دریای عشق فصل دوم پارت ۲۲ویو یونا رفتم و لباسم رو عوض ک...

رمان دریای عشق فصل دوم پارت ۲۱ویو یونا بیدار شدم . کار های ل...

دریای عشق فصل دوم ادامه پارت ۱۹ویو یونا ظهر بود . بیدار شدم ...

P6ته یونگ : بریم حالا اگه مشکلت حل شد؟آلین : بریم پرش زمانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط