آرام بگیر ای دل ،هرچند پر از دردی

آرام بگیر ای دل ،هرچند پر از دردی
از خاطره خالی شو ، وقت است که برگردی
تو باخته ای ناشی ، در پای غمار او
از پیش نمایان بود ،دستی که تو رو کردی
در قائده ی بازی ،حکم است که میبرّد
گرچه تو در این بازی هی آس دل آوردی
بی بی دلش آمد ،سرباز تو زانو زد
حاکم نشدی در عشق ، هر لحظه کم آوردی
مرد اشک نمی ریزد ،این را همه می گویند
پس گریه نکن ، بس کن ، آخر تو دل مردی..
دیدگاه ها (۴۵)

نازنین فرهاد من امشب برایم ناز کنساز دلتنگی مزن آغوش خود را ...

کجایی؟ (خوب من)برام آرامش محضی ، کنارت خستگی خوبهنباشی ناخوش...

شب است وسکوت ومن وجام عشقهمیشه چنین باد هنگام عشقش...

باید این احساس در دل مانده را پنهان کنماین شکستن های بر جا م...

My professor Chapter:2Part:6جونگ کوک:تو هیچ همکاری ای با بان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط