.ــــــــــ🍃🌸🌷🌸🍃ــــــــــ.

.ــــــــــ🍃🌸🌷🌸🍃ــــــــــ.




#قهوه ی چشمِ سیاهت تلخ بود آنقدر که...


اکتفا کردم به#تنهایی به دمنوش خودم...✍️📷

#زهرا_نعمتی



#آرامکده

#نگاشــــــته‌شده‌در: ۱۴۰۲/۱۱/۱۴

۱۰:۴۳⏰️


💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا⌋
‌
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳ ( آسانسور عشق ) تا رسیدم تهیونگ دم در منتظرم بود ــ ...

عصر كه مى شود، دلتنگى \مهمان ناخوانده ى قلبم مى شود؛\و تکيه ...

پارت ۲۳ تمام مسیر تا کافه به حرفی که صبح به تهیونگ زده بودم ...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۵چند ساعت بعد، هر دو روی زمین نشسته بو...

پارت چهارم

مهمونی پارت آخر

چند پارتی بازی ممنوع

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت ســه 𓆪 🖤🥀صدای قدم‌ها از راهرو نزدیک...

چند پارتی

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط