سلام.

سلام.
ناگهان صدایی باغ را بخود اورد
.بدنبال سر چشمه .
بناگه ترا دیدم .گل از گلم شکفت .
دیدگاه ها (۲)

لب را با لبدر این سکوتدر این خاموشی‌ گویاگویاتر از هرآنچه شگ...

کلاماز نگاهِ توشکل می بندد ؛خوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی...

چکاوک .ترا چگونه میتوان تعبیر کر دتفسیر کرد .زمان هم دجار به...

شب خوشخورشید .صدای پای تو امد خیال کردم بادعبور میکند از روی...

خیال آمدنت دیشبم به سر می‌زدنیامدی که ببینی دلم چه پر می‌زدب...

🌸ردّ پایی تازه از پشت صنوبرها گذشتچشم آهوها هراسان شد، گمان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط