سکوت پیست
سکوت پیست
Part:²⁸
_عهه؟(خمار)
+هی گمشو کنار مرتیکه اخموو
+وایی راستیییی(جیغ)
_چته دیوونه؟(داد)
+نگفتی میو(بغض)
_ببین بچه تو خودتم بکشی من نمیگم میو فهمیدی؟
+ک. ص بابات(گریه و جیغ)
تقریبا ده دقیقه ای میشد که داشت جیغ میکشید
دیگه کلافه شده بودم
داشتم دیوونه میشدم
این چرا وقتی مست میشه اینجوری میکنههه
_باشه بسههه(داد)
+میگی میو(ذوق)
با دیدن چشای اشکیش که الان ذوق عجیبی توشون بود دلم لرزید
نمیتونستم از چشاش دل بکنم
+بگو میو(گریه)
_میو(آروم)
+نهههه این خیلی آروم بودددد
_میو(کمی بلند تر)
+بلند تررررر(جیغ)
_میوووووو(داد)
+بیسمی الله چه گربه وحشی🙄
برو اصن نمیخوام زنت شم تو وحشی
_هوم نباید زنم شی بچه
+حالا که خیلی اسرار میکنی زنت میشم😌🎀
_بخدا تو دیوونه ای دختر...
+من خوابم میاد(خواب آلود)
_پاشو دنبالم بیا
داشتم از پله ها بالا میرفتم که دیدم صدایی ازش در نمیاد
برگشتم طرفش چه با چیزی چه دیدم خندم گرفت
روی مبل خوابش برده بود
اروم رفتم کنارش و یکی از دستامو گذاشتم زیر پاهاش
و اون یکی دستمو گذاشتم زیر کمرش و بلندش کردم
چقد سبک بود
اروم درو باز کردم و رفتم توی اتاق گذاشتمش روی تخت
لباساش مناسب نبود
اما خودمم نمیتونستم لباساشو عوض کنم
پس بیخیال شدم و پتو رو کشیدم روش و چراغ اتاقو خاموش کردم
خواستم برم بیرون که دستم توسط دستش کشیده شد...
شرایط پارت بعد:
۲۰ تا لایک
۲۰ تا کامنت😶🌫️🎀
Part:²⁸
_عهه؟(خمار)
+هی گمشو کنار مرتیکه اخموو
+وایی راستیییی(جیغ)
_چته دیوونه؟(داد)
+نگفتی میو(بغض)
_ببین بچه تو خودتم بکشی من نمیگم میو فهمیدی؟
+ک. ص بابات(گریه و جیغ)
تقریبا ده دقیقه ای میشد که داشت جیغ میکشید
دیگه کلافه شده بودم
داشتم دیوونه میشدم
این چرا وقتی مست میشه اینجوری میکنههه
_باشه بسههه(داد)
+میگی میو(ذوق)
با دیدن چشای اشکیش که الان ذوق عجیبی توشون بود دلم لرزید
نمیتونستم از چشاش دل بکنم
+بگو میو(گریه)
_میو(آروم)
+نهههه این خیلی آروم بودددد
_میو(کمی بلند تر)
+بلند تررررر(جیغ)
_میوووووو(داد)
+بیسمی الله چه گربه وحشی🙄
برو اصن نمیخوام زنت شم تو وحشی
_هوم نباید زنم شی بچه
+حالا که خیلی اسرار میکنی زنت میشم😌🎀
_بخدا تو دیوونه ای دختر...
+من خوابم میاد(خواب آلود)
_پاشو دنبالم بیا
داشتم از پله ها بالا میرفتم که دیدم صدایی ازش در نمیاد
برگشتم طرفش چه با چیزی چه دیدم خندم گرفت
روی مبل خوابش برده بود
اروم رفتم کنارش و یکی از دستامو گذاشتم زیر پاهاش
و اون یکی دستمو گذاشتم زیر کمرش و بلندش کردم
چقد سبک بود
اروم درو باز کردم و رفتم توی اتاق گذاشتمش روی تخت
لباساش مناسب نبود
اما خودمم نمیتونستم لباساشو عوض کنم
پس بیخیال شدم و پتو رو کشیدم روش و چراغ اتاقو خاموش کردم
خواستم برم بیرون که دستم توسط دستش کشیده شد...
شرایط پارت بعد:
۲۰ تا لایک
۲۰ تا کامنت😶🌫️🎀
- ۱.۰k
- ۲۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط