Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛ

Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛ
ₚₐᵣₜ³⁷

.⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝


مچ دستم رو گرفت و به طرف آشپزخونه رفت. صندلی برام کنار کشید، به اجبار نشستم و دستی به صورت یخ زده و خیس از اشکم کشیدم.
از توی جعبه دستمال کاغذی یه برگ برداشتم و صورتم رو باهاش تمیز کردم....اونم پشت سرم مشغول کاری بود...احتمالا داشت قهوه درست میکرد، ولی حالا بدون مزاحم، با نگاه خيره اش منو دید می‌زد.
تهیونگ: گریه کردی؟!.
با سؤالی که پرسید تعجب کردم و برگشتم به طرفش.
ا/ت : قبل از اینکه بیام اول رفتم سرخاک جین.
اخم کرد و با پوزخند معناداری گفت:
تهیونگ: جداً......!!. اگه همون اول به حرفم گوش میدادی هیچ کدوم از این برنامه ها پیش نمی‌اومد.
خواستم چيزی بگم که از عمد با سؤال بعدیش حرفم رو قطع کرد:
تهیونگ: از دیروز چیزی نخوردی درسته؟!.
جوابش رو ندادم، توی دوتا فنجون قهوه ریخت و به سمت میز اومد و گفت:
تهیونگ: صورتت مثل گچ سفید شده، شبیه اون روزی شدی که بعد از سقط اوردمت خونه.
چشمام رو محکم بستم. حرصم گرفت، از قصد این جمله رو گفت تا منو پرت کنه به خاطرات قبل از ازدواجم و علت اصلی مرگ جین و بچه ای که سقط کردم.
فنجون قهوه رو مقابلم گذاشت و بلند شد
تهیونگ: تا تو قهوه تو میخوری میرم جزوه هارو بیارم، بهت میگم کدوم قسمتا مهم تر بوده.
فنجون گرم قهوه رو برداشتم....گرسنه ام بود...ظرف بیسکویت هارو به طرف خودم کشیدم و یه دونه بیسکویت برداشتم و همراه قهوه خوردم..
تهیونگ برگشت و تا چشمش به ظرف باز شده بیسکویت ها افتاد جزوه رو گوشه ی میز گذاشت و با تأسف گفت:
تهیونگ: تو اول به انرژی نیاز داری.... بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کنم گرسنته.
با صدای گرفته ای گفتم:
ا/ت: چیزی میل ندارم.
به سمت یخچال رفت و آروم گفت:
تهیونگ: ساکت شو ا/ت، از رنگت مشخصه حداقل بیست و چهار ساعته غذا نخوردی...
هرچیزی که توی یخچال بود رو روی میز گذاشت...
تهیونگ: همونی چيزی بهت نگفت؟!.
ا/ت: در مورد چی؟!.
ابرویی بالا انداخت و با لبخندِ محوی گفت:
تهیونگ: خب صبح به این زودی از خونه زدی بیرون، نباید بپرسه کجا میری؟!.
باز هم از قصد سؤالش رو دوپهلو پرسید تا حالت چهره و ترسم رو ببینه....
ا/ت : خواب بود...
سرش رو تکون داد و صندلی رو به روم رو کنار کشید و نشست و بهم نگاه کرد که این‌بار گفت:
تهیونگ: مگه نگفتم مِشکیاتو در بیار؟!.
ا/ت: من شب دوباره باید برگردم خونه نمیشه که با لباس رنگی برگردم خونه!.
عصبی‌ گفت:
دیدگاه ها (۰)

Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛₚₐᵣₜ³⁸.⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝  ...

Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛₚₐᵣₜ³⁹.⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝  ...

Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛₚₐᵣₜ³⁶.⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝  ...

Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛₚₐᵣₜ³⁵.⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝  ...

مرگ و زندگی پارت 4 :ا/ت اون صحنه رو دید اما خبر نداشت نامجون...

My DestinyPart: 7تهیونگ دستور داد چند نفری اونجا باشن و بعد ...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟧از زبان ا/ت : با صدای یک خانومی از خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط