سروده های عاشقانه ام

سروده های عاشقانه ام
اول از سلول گهای خاکستری
مغزم می گذرند
سپس بر مویرگ های سرخ چشمانم می نشینند
و بعد چون فورانِ خون وارد قلبم می شوند
و در تار و پودم جاری می شوند
می کشند و زنده می کنند
تا روی کاغذ خودنمایی کنند
اگر از سروده هایم حالم را نخوانی
از خیره به چشمانم نیز هرگز
عشقی نخواهی یافت ای یار...
دیدگاه ها (۷)

آغوش تو چقدر می آید به قامتمدر آن به قدر پیرهن خویش راحتممی ...

به تــــو عادت دارم مثل پروانه به آتش،مثل عابد به عبادتو تــ...

・・・.تو همیشه نیمه ی پر لیوان را می دیدی ومن نیمه ی خالی آن ر...

همیشه که نه !!!!ولی گاهی میان بودن و خواستن فاصله است ...وقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط