.

.
.
تو به دست‌های من فکر کن
من به تنت
هرجا که باشم
دست‌هام گُر می‌گیرد
شعله‌ور می‌شود

تو به چشم‌های من فکر کن
من به راه رفتنت
هرجای این دنیا باشی
می‌آیی
نارنجی من
سراسیمه و خندان می‌آیی

تو به خورشید فکر کن
من به ماه
زمانی می‌رسد که هر دو
در یک آسمان ایستاده‌اند
روبروی هم

به شبی فکر کن
که نه ماه دارد ، نه خورشید
تو را دارد.
.
@mastalast
دیدگاه ها (۲)

.این زن آشفتهجنازه ی یک بوسه استاز وقتی گفتی "دوستت دارم"پس ...

..به آتش نگاهش اعتماد نکنلمس نکنبه جهتی بگریز که بادها خالی ...

..ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮﻣﺮﺯﻫﺎﯼ ﻭﻃﻨﻢ ﺭﺍﺗﻨﮓ ﺗﺮ ﺍﺯ ﭘﯿﺮﺍﻫﻨﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺳﺖ ...ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺳ...

#شهرام_شکوهی :بیا با من مدارا کن که من مجنونم و مستماگر از ع...

𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆نور ماه روی بدن اون تو میرقصید شب شد و هر کسی به خانه...

براي تو برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست... بارانی ام...

[تو بد نیستی ...تو بینظری درست صحبت کن!] وقتی داشت درمورد خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط