هر صدایی که تراوش کند از سینه ی تو

هر صدایی که تراوش کند از سینه ی تو
می نشینم به تماشای حضور
دیدگاه ها (۱)

من تماشای تو می‌کردم و غافل بودم ،که از تماشای تو خلقی به تم...

چه منظره‌ی غم‌انگیزی است تماشای مردمی که منتظرند خدا همه‌ی ک...

بازآمدم از چشمه ی خواب ،کوزه ی تر در دستم مرغانی می خواندند ...

بهترین دوست تو کسی است کهاولین قطره ی اشک تو را می بیند ،دوم...

به طلوع عشــق مے نشینم صبـح هاتا از پشت پرده ی آسمانت نگاهم ...

دلم یک نقطه‌ی دور می‌خواست؛جایی که فقط خودم باشم و تماشای بی...

آرامش یعنی حضور تو درهرثانیه‌يِ من❤️𝐙''️

کنار پنجرہ مے نشینمخیابان بہ خیابان مے دوزمو از خود مے پرسم؛...

عاشقانه های شبنم

نه صدایی، نه هیاهویی؛ فقط برگ است و آب و نوری که روی سطحِ تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط