مُغَفّل وار پنداری تو عاشق را،

مُغَفّل وار پنداری تو عاشق را،
ولیکن او 
به هر دم پرده می‌سوزد ز آتش ‌های هوشیاری 

لباسِ خویش می‌درّد، 
قبای جِسم می‌سوزد 
که تا وقتِ کنارِ دوست، باشد از همه عاری ...

به غیر دوست هر چِش هست، طرّاران همی دزدند 
به معنی کرده او زین فعل 
بر طرّار، 
طرّاری ...

که تا خلوت کند زیشان، 
کند مشغول ایشان را 
بگیرد خانۀ تَجرید و خلوت را به عیّاری ...


"مولانا "
دیدگاه ها (۱)

مُغَفّل وار پنداری تو عاشق را،ولیکن اوبه هر دم پرده می‌سوزد ...

زاهدا چندی بیا با ما به‌خلوت یار باشصحبت احرار بشنو محرم اسر...

شانس من تو زندگی :))🥴🥴😕😕😂😂

خنده های شیرین..

خنده های شیرین...

خنده های شیرین..

خنده بازار...

گفت آخ آخ دلا از دست تنهایی به جونُم، گفتم منکه همه‌ی درونم ...

کپی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط