یکبار هم به من گفت عزیزترینم

یکبار هم به من گفت: «عزیزترینم»!
تا آن زمان هیچ واژه ای نتوانسته بود تا این حد برایم جاودانه بماند و کلمات فقط مشتی کلمات بودند در اقتضای زمان و مکانی محدود. ولی «عزیزترینم...!» فکرش را بکنید که در میان تمام عزیزانی که دارد، تو، »ترینِ» آنهایی! این یعنی مرا کاملا آزاد و شرافتمندانه دوست می داشت آنهم در کمالِ دارایی نه از روی ترس و تنهایی اش.
_♥️eşg #پارسال
دیدگاه ها (۴)

دوست داشتن تو…بساط من است…هیچکس نمیتواند،جمعش کند!♥️ #عشق_جا...

سلام دوستان من اومدم بعد مددتبا کلی عکس دلبر اومدم از قبلم گ...

من درباره‌ی تو به آن‌ها نگفتماما تو را دیده‌اند که در چشمانم...

زخمهای دلت را فقط به خدا بسپارخودش بهترین مرهم ها را داردباو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط