حرمت چشم ترم آهسته آهسته شکست

حرمت چشم ترم آهسته آهسته شکست
قدر دل را دلبرم آهسته آهسته شکست

بس که از دست زمانه تازیانه خورده ام
در دل شب پیکرم آهسته آهسته شکست

آرزوها داشتم تا در هوایت پر زنم
از قضا بال و پرم آهسته آهسته شکست

راه را کج رفته بودم
عاقبت دیدم سرم آهسته آهسته شکست.
دیدگاه ها (۳)

"تقدیم"به "کسی" که"نمیدونه"؟؟ واسه "اونه"که "پست" میزارم"سهم...

به کسی عشق بورزکه لایق عشق تو باشد...!!نه تشنــــــــــه عشق...

آسمان دست از دلم بردار دلگیرم هنوزحال قلبم خوب نیست ..... غم...

غمِ تنهایی عذاب است به یادت چه کنم دلِ سر گشته یِ من ...

پارت ۲۲N:"ععععععععع اخه این چه داستانی بود نشستی واسه من تعر...

به نزدبک اکباتان رسیدیم به پریسا گفتم من پیاده میشوم و تا به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط