«عشق پولی پارت۲۹»

«عشق پولی پارت۲۹»
رفتی نشستی روی مبل و نامه رو خوندی
∆حالت خوبه؟ غذا برات تو یخچال گذاشتم بردار بخور لباسم تو کمده برو ت خونه چرخ بزن همه جارو ببین روی تخت برات گوشی گذاشتم چیزی شد زنگ بزن ولی فقط میتونی ب من زنگ بزنی ن کس دیگه ای چون اتفاق بدی میوفته.
نامه رو خوندی خیلی گشنت بود رفتی سری طرف اتاق خوابو گوشیرو برداشتی و سعی میکردی شماره ی اونارو بنویسی ولی یادت نیومد ولی قبلا ی شماره جدید بهت دادن ب اون زنگ زدی ولی نتونستی ک ی پیام بهت داد
پیام:
ن‌میخوام دیگه ببینمت
می‌شع دیگه بهم پیم ندی؟
تو انایی مراقبت از تورو نداریم
ن‌میشه بهم زنگ نزنی؟؟؟
م‌یخوام زندگی جدیدی رو شرو کنم
.
ک ه دیگه مزاحمم نباشی
ج وونیم سر تو هدر رفت(😂جمله دیگه ای ب ذهنم نیومد)
اشنایی با تو بد ترین اتفاق زندگیم بود
یی
از بالا ب پایین خ.ندی و ادرسو دادی(نمیتونم.کجایی)
دیدگاه ها (۳)

«عشق پولی پارت ۳۰»پنج دقیقه ی بعد یهو گوشیت زنگ خورد نوشته ب...

I need you're body part 8یعنی چی اینا چیمیگن بدون توجه یه هی...

نومیدی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط