فصلدوم

فصلــ💜دومــ💜


پارت ۱۲💜


ددی 💜شوگره💜 اجباریه من 💜



جیمین:: ازوقتی ک بیدار شدی همش گریه می‌کنی د ببند دهنو
سانامی:: نمیخااااام
جیمین:: مرگگگگ
سانامی:: از همتون متنفرم،همتون بی وجدانین ،پستین،بدجنسا
جیمین:: چ مرگته اففف
سانامی:: تو میخای بری سفر،عاجوما حالش بده سانو و شیومینم قراره عروسی کنن برن😭

جیمین اروم بغلش کرد...
جیمین:: سفرم زیاد طول نمیکشه بخاطر تو باشه...عاجوما هم خوب میشه شیومین و سانو هم تو همین عمارت زندگی میکنن

سانامی:: ولی حس میکنم هنوز قراره بدبختی بکشم
جیمین:: پاشو برو صبحونه بخور میریم بیمارستان
سانامی:: باشهههه

سانامی پاشد و رفت دستشویی اتاق
دست صورتشو شست و رفت بیرون
جیمینم باهاش رفت تو آشپزخونه تا صبحونه بخورن

سانامی:: تهیونگ چش بود؟!

جیمین با اخم نگاش کرد ک ساکت شد...

جیمین:: چی میخوری
سانامی:: دامپلینگ تخم مرغ
جیمین:: پاشو درست کن
سانامی:: باشه😐

........................................

شیومین:: قربونت برم دیگه بسه
سانو:: اوما اگه چیزیش بشه...
شیومین:: بسه

دکتر اومد..‌.

دکتر:: برای پس فردا اهدای عضو داریم
سانو:: ب..برای مامانم؟؟
دکتر:: بله
شیومین:: ولی ممکنه دیر بشه
دکتر:: دیگه نیست،نگران نباشین

دکتره رفت واونام باز نشستن
شیومین:: میرم یچیزی بیارن بخوریم

........................................

جیمین:: لباستو مرتب کن
سانامی:: عه
جیمین:: حالا برو تو ماشین تا بیام
دیدگاه ها (۰)

فصلــ💜دومــ💜پارت ۱۳💜ددی💜شوگره💜اجباریه من 💜جیمین:: اصلا حوصله...

فصلــ💜دومــ💜پارت ۱۴💜ددی💜 شوگره💜اجباریه من 💜جیمین اَخمی کرد و...

فصلــ💜دومــ💜پارت ۱۱💜ددی💜شوگره💜 اجباریه من 💜سانامی:: چرا زنگ ...

فصلــ💜 دومــ💜پارت ۱۰ 💜ددی💜شوگره💜اجباریه من 💜صبح جیمین پاشد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط