دیدی که پاییز آمد و مهرش نماند
دیدی که پاییز آمد و مهرش نماند؟
دیدی بهار و غنچههایش پر گُل بود؟
تابستان هم گرم بود و شورانگیز،
آخر تو رفتی و دلت بیمهر بود.
دیدی که عروسِ خانهی غیرم شدی؟
بارِ گرانی بر سرِ دوشِ غمم شدی؟
با شوخیِ تلخ و دروغی، زخمی زدی،
بیهیچ مِنت، دردم و دردم شدی
دیدم که هر کس آمد و تازیانه زد،
دیدم که بیتو این دلم سرد و تهی ماند.
دیپلمِ دردم را از این دنیا گرفتم،
آخر چه شد؟ دیدم که “هیچ” از من نماند.
دیدی بهار و غنچههایش پر گُل بود؟
تابستان هم گرم بود و شورانگیز،
آخر تو رفتی و دلت بیمهر بود.
دیدی که عروسِ خانهی غیرم شدی؟
بارِ گرانی بر سرِ دوشِ غمم شدی؟
با شوخیِ تلخ و دروغی، زخمی زدی،
بیهیچ مِنت، دردم و دردم شدی
دیدم که هر کس آمد و تازیانه زد،
دیدم که بیتو این دلم سرد و تهی ماند.
دیپلمِ دردم را از این دنیا گرفتم،
آخر چه شد؟ دیدم که “هیچ” از من نماند.
- ۵۱۲
- ۲۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط