پارت هفت

پارت هفت
ات چندبار کارشو تکرار کرد که در باز شد و با قیافه اعصبی هجین روبه رو شد هجین بدون اینکه ببینه کی جلوش وایساده شروع به فحش دادن کرد
هجین. آخه بیشور نکبت چرا مزاحم میشی ها ........
ات. یه نفس بگیر بچه منم ات
هجین. اهه ات تویی
ات. نه عمم
رام نمیدی
هجین . بیا تو
چیشده که به من سری زدی
ات. خواب بودی
هجین. داشتم میخوابیدم که بیدارم کردی
ات. ببخشید
هجین. بخشیدم
ات. بشین میخوام یه چیزی تعریف کنم
هجین. اوکی
ات. تمام ماجرا رو تعریف کرد
هجین. واقعا داری با اجبار ازدواج میکنی
ات. اوهوم برای اینکه پدربزرگم بتونه دوباره شرکت رو تاسیس کنه من باید با پسر جئون جینو (اسم پدر کوک) ازدواج کنم
هجین. واتتتتت تو واقعا داری با اون ازدواج میکنی
ات. با اون نه با پسرش
هجین. من تو شرکت این جینو کار میکنم پسرش خیلی جذابه ها
ات. مرض
هجین. هنوز چیزی نشده غیرتی شدی
ات. طوری میزنمت که نتونی راست شی ها
هجین. خو حالا باشه بیا بتمرگ ساعت ۲شبه
ات. باش یه دست لباس بهم بده
هجین. دیگه چی ارباب
ات. تیکه ننداز های من دارم عروس رییست میشم ها بعد از جینو جونگکوک پسرش رئیس شرکت میشه پس من خانمت هستم
هجین. نکشیمون رئیس
ات. خنده. فکرامو میکنم
هجین کوسن مبل رو ورداشت و به سمت ات پرت کرد
هجین. بیا لباساتو رو عوض کن(اعصبانی)
ات. اومدم
پرش به فردا
.................................
امروز سه پارت گذاشتم ها
۵۷۰تایی بشیم
حمایت کنید
دیدگاه ها (۳۴)

پارت هشت پرش به فردا ات با غر غر های هجین که بالا سرش بود بل...

پارت نهبه ثانیه نکشید که ات افتاد زمین و جیغ بلندی کشید م.ب....

پارت شیش پرش به فردا کوک ویو بعد از اینکه رفتن رفتم تو اتاق...

پارت پنجات ویو اولش که دوباره بهم تیکه انداخت و بهم گفت زشت ...

#عشق_جنایت 🔪پارت53تهیونگ:بیب بیایِنا:اوکی ددیهیونگ:بابا چرا ...

#عشق _جنایت🔪پارت 44 میا:برو به بچه یاد بده..... جینو:اوک بای...

جیمین فیک زندگی پارت ۱۰۱#

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط