سیبے کـه حـوا را وسـوسه کـرد،

سیبے کـه حـوا را وسـوسه کـرد،

به گـمانم چـیزے بـود،

شـبیه هـمین سـیب گـلوے تـو

کـه طـعمش را نچـشیده ،

دلـم قـنج مے رود بـراے تبـعید شـدن بـه آغـوشت

( فـرزانه تقوے )
دیدگاه ها (۱)

مے خـواهم با هـمین قـلب ناقـص دوسـتت بـدارم، زندگے کـنم و...

بے تـو هـر پاره‌ے دل‌ام را بـه نـام کسے دیگـر کـرده‌ام، بـه ...

دوسـتت دارم و ایـن جـهانے تـرین شـعرے ست کـه گـفته ام ، شاعـ...

دلتنگے خـیابان شـلوغےست کـه تـو در مـیانه‌اش ایسـتاده باشے ،...

مرگ خاموش

قلب های شکسته قسمت ۱۳آلبرت شانه بالا انداخت. «هیچی. فقط گفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط