💕

💕

تا درون آمد غَمش
از سینه بیرون شد نفس

نازم این مهمان
که بیرون کرد صاحبخانه را...
دیدگاه ها (۱)

به خاطر آوردنت را دوست دارمچه زیبا مرا از هم می پاشی

قدیم بود میگفتن بی محلی کنی طرف میاد سمتت الان بی محلی کنی ا...

زندگی.......به رنجش می ارزد که تو...

گر دلم در عشق تو دیوانه شدعیبش مکنراهی یک گوشه ی میخانه شدعی...

#حکایت_قدیمی در زمانهای قدیم یک روستائی جل و پلاسش را برداشت...

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ ۸۹ ایزابلا تق...

سلام بر عشق و نور ✨عید قربان این روایت جاودانه گشته در سینه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط