گوش کن؛دورترین مرغ جهان می‌خواند.

گوش کن؛دورترین مرغ جهان می‌خواند.
شب سلیس است،و یک دست؛و باز.
شمعدانی‌ها
و صدادارترین شاخه‌ی فصل،ماه را می‌شنوند.
پلکان جلو ساختمان،
در فانوس به دست،و در اسراف نسیم،
گوش کن؛
جاده صدا می‌زند از دور قدم‌های تو را.
چشم تو زینت تاریکی نیست.
پلک‌ها را بتکان،کفش به پا کن و بیا.
و بیا تا جای،که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روی کلوخی بنشیند با تو
و مزامیر شب اندام تو را،مثل یک قطعه‌ی آواز به خود جذب کند.
پارسایی است در آن‌جا که تو را خواهد گفت:
بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه‌ی عشق تر است.
دیدگاه ها (۳)

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟓ماه‌ها گذشت.یونا فهمید یونگی واقعاً ...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

اشک هام مث بارون پاییز.حس خوب این ویدیو تقدیم نگاهت

پارت ۵

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط