{مشاهیر کوردستان}
{مشاهیر کوردستان}
به یاد هنرمند فقید استاد_کمندی
می شناختمش
از اهالی دیروز بود
با جیب هایی پراز تنهایی
پیراهنی که پربود
از نجابت شرم
ولبانی که در تکثیر عشق
آوازه خوان سالیان را
به سکوت تلخ
کوچه ها سپرده بود
وقتی که قافیه های نگاهش
را از خدا پنهان میکرد
میشناختمش
هم رنگ خیابانی که عابرانش
به یکدیگر عادت تعارف
کرده و دستانشان را
بر بوم دلدادگی ترسیم میکنند
بی هیچ هراسی از گفتن
میشناختمش
گم شده در رنگ نقاشی
پنهان شده
در ترانه های دلواپسی
و لبخندی تلخ که لبانش را
به رنگ حرمت صیقل
داده بود
وهر غروب که کوچه ها
در غربت صدایش
پنهان میشوند
تنها
دلش را به پنجره ها ارمغان
داده
تا چشمانی خیره به عشق
در انتظارش آواز بخوانند
شعر از :ایرج بهرام نژاد
#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
به یاد هنرمند فقید استاد_کمندی
می شناختمش
از اهالی دیروز بود
با جیب هایی پراز تنهایی
پیراهنی که پربود
از نجابت شرم
ولبانی که در تکثیر عشق
آوازه خوان سالیان را
به سکوت تلخ
کوچه ها سپرده بود
وقتی که قافیه های نگاهش
را از خدا پنهان میکرد
میشناختمش
هم رنگ خیابانی که عابرانش
به یکدیگر عادت تعارف
کرده و دستانشان را
بر بوم دلدادگی ترسیم میکنند
بی هیچ هراسی از گفتن
میشناختمش
گم شده در رنگ نقاشی
پنهان شده
در ترانه های دلواپسی
و لبخندی تلخ که لبانش را
به رنگ حرمت صیقل
داده بود
وهر غروب که کوچه ها
در غربت صدایش
پنهان میشوند
تنها
دلش را به پنجره ها ارمغان
داده
تا چشمانی خیره به عشق
در انتظارش آواز بخوانند
شعر از :ایرج بهرام نژاد
#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
- ۴۹۹
- ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط