چندی پیش پستی دیدم که نظرم رو جلب کرد
چندی پیش پستی دیدم که نظرم رو جلب کرد
و اون افسانه خوندن واقعه پشت در بود!!!
هدف این پست برهم زدن اتحاد نیست و تنها دفاع از حقانیت مادرمان حضرت زهرا (س)
این را از ما نخواهید که چنین چیزی رو ببینیم و چیزی نگیم
واقعه کوچه بغض شیعه در طو.ل تاریخه
اسنادی رو جمع آوری کردم از خود کتب برادران اهل تسنن که توش حرفی نباشه!!
اجازه دهید ببینیم مورخین اهل سنت ماجرا را چگونه ذکر کردهاند:
“وقتی عمر به در خانه فاطمه آمد، گفت : به خدا من این خانه را خواهم سوزاند مگر اینکه بیرون بیایید و بیعت کنید.”
- تاریخ طبری (عربی)، ج 1، ص 1120 – 1118
- تاریخ ابن اثیر، 335/2
- الاستیعاب ابن عبدالبر، 975/3
- تاریخ خلفاء ابن قتیبه، 20/1
- الامامه و السیاسه، ابن قتیبه، 19/1
«عمر به فاطمه (که پشت در خانهاش بود) گفت : «میدانم که پیامبر خدا هیچ کس را بیشتر از تو دوست نداشت، اما این امر مرا از تصمیم خود باز نمیدارد. هر گاه این افراد در خانهات بمانند، من در روبرویت را به آتش خواهم کشید».
- کنزالعمال، 140/13
“عمر به خانه علی و فاطمه رسید و آنها را صدا زد اما آنها اعتنایی نکردند و از خانه خارج نشدند. عمر هیزم خواست و گفت : سوگند به خدایی که جان عمر در دست اوست یا بیرون میآیید و یا خانه را با اهلش به آتش میکشم.
به عمر گفتند: یا اباحفض! فاطمه در این خانه است، حتی اگر فاطمه داخل خانه باشد؟ عمر جواب داد. «باشد»
]اعلام النساء، کحاله 114/4، الریاض النضره محب طبری 341 و 167/1، تاریخ الخمیس دیار بکری 178/1 و الامامه و السیاسه ابن قتیبه 12/1[
مقاتل ابن عطیه در الامه و الخلافه ص 160 مینویسد : “هنگامی که ابوبکر از مردم با تهدید و شمشیر وزیر بیعت گرفت، عمر، قنفذ و جماعتی را به سوی خانه علی و فاطمه فرستاد و عمر بر خانه فاطمه هیزم جمع کرد و در خانه را آتش زد.”
مورخین اسامی تعدادی از افراد که به خانه فاطمه الزهرا (س) هجوم آوردند را ذکر کردهاند. عمربن خطاب، خالدبن ولید، عبدالرحمن بن عوف، ثابت ابن عمیس شماس، زیدن بن لبید، سلمة بن سالمة بن وقش، زیدبن ثابت، اسیربن حضیر.
در مورد حمله به خانة پاره تن پیامبر اسلام حضرت فاطمه الزاهرا (س) روایات متعددی در کتب اهل سنت وجود دارد که به اختصار به چند مورد اشاره شد. علاقمندان میتوانند به کتاب احقاق الحق و نیز کتاب آتش به خانه وحی نوشته سید محمد حسین سجاد و نیز بیت الاخران (غم خانه فاطمه الزهراء) تألیف شیخ عباس قمی، ترجمة سید محمد رضا حسنزاده طباطبایی مراجعه نمایید.
احمد بن عبدالعزیز جوهری از علمای اهل سنت در کتابش «سقیفه» ابووالید شحنه حنفی در کتابش «روضة المناظر فی اخبار الا وایل و الا واخر»، ابن ابی الحدید در کتابش «شرح النهج» و دیگران نوشتهاند که :
“همه افراد داخل خانه بیرون آمدند مگر علی که گفت : من قسم خوردهام که در خانه بمانم تا قرآن را جمعآوری کنم. عمر قبول نکرد ولی اعتراض فاطمه باعث شد تا عمر برگردد. او برگشت و ابوبکر را تحریک کرد تا پیگیر مسئله باشد و او قنفذ (غلام خود) را چندین بار دنبال علی فرستاد ولی جواب منفی شنید. بالاخره عمر با جمعی از مردم به خانه فاطمه رفتند. تا فاطمه صدای آنها را شنید، ناله کرد. «ای پدر، یا رسول الله، بعد از تو عمربن خطاب و ابوبکر بن ابی قحافه چگونه با ما رفتار میکنند».
- عقدالفرید، ج 322/28 و 63/3
- تاریخ ابن شحنه، 164/7
- الامامه و السیاسة، 13/1
- اعلام النساء، 1207/3
- شرح نهجالبلاغه ابن ابی الحدید، 134/1 و 19/2
- اثبات الوصیه مسعودی ص 123
سقط کردن حضرت فاطمه (س)
مورخ اهل سنت ابوالحسن مسعودی (ف 346 هـ) در کتاب «اثبات الوصیه» ص 142 تحت عنوان «حکایت السقیفه» وقایع را با جزئیات توضیح میدهد و مینویسد :
“آنها علی را احاطه کردند و در خانهاش را به آتش کشیدند و او (علی) را کشان کشان بیرون بردند و سیده (بزرگ و سرور) زنان جهان (فاطمه الزهرا) را بین درب دیوار چنان فشار دادند که محسن (بچه شش ماههای که در شکم داشت) را سقط کرد.”
صلاح الدین خلیل صفدی دیگر دانشمند اهل سنت در «وافیات بالوافیات» «تحت حرف الف» مینویسد ابن هانی بصری معروف به نظام گفت:
“پیامبر صراحتاً فرمودند که بعد از او پیشوا علی است. پیامبر او را معیّن کرد و ولایت علی را به صحابه فهماند.” نظام ادامه میدهد :
“در روز بیعت، عمر چنان به شکم فاطمه زد که بچهای (محسن) را که در رحم داشت سقط کرد.”
- الوافی بالوافیات 17/6 (یعنی ج 6، ص 17)
- الملل و النحل فی المسائل النظامیه، شهرستانی (ف 548 هـ) چاپ ایران، ص 26، چاپ قاهره ص 57، چاپ بیروت 412 هـ ، 57/1
ذهبی واقعه سقط کردن حضرت فاطمه الزهرا (س) محسنش را توسط عمر، را چنین مینویسد :
“بدون شک عمر چنان لگدی به فاطمه زد که محسن از
و اون افسانه خوندن واقعه پشت در بود!!!
هدف این پست برهم زدن اتحاد نیست و تنها دفاع از حقانیت مادرمان حضرت زهرا (س)
این را از ما نخواهید که چنین چیزی رو ببینیم و چیزی نگیم
واقعه کوچه بغض شیعه در طو.ل تاریخه
اسنادی رو جمع آوری کردم از خود کتب برادران اهل تسنن که توش حرفی نباشه!!
اجازه دهید ببینیم مورخین اهل سنت ماجرا را چگونه ذکر کردهاند:
“وقتی عمر به در خانه فاطمه آمد، گفت : به خدا من این خانه را خواهم سوزاند مگر اینکه بیرون بیایید و بیعت کنید.”
- تاریخ طبری (عربی)، ج 1، ص 1120 – 1118
- تاریخ ابن اثیر، 335/2
- الاستیعاب ابن عبدالبر، 975/3
- تاریخ خلفاء ابن قتیبه، 20/1
- الامامه و السیاسه، ابن قتیبه، 19/1
«عمر به فاطمه (که پشت در خانهاش بود) گفت : «میدانم که پیامبر خدا هیچ کس را بیشتر از تو دوست نداشت، اما این امر مرا از تصمیم خود باز نمیدارد. هر گاه این افراد در خانهات بمانند، من در روبرویت را به آتش خواهم کشید».
- کنزالعمال، 140/13
“عمر به خانه علی و فاطمه رسید و آنها را صدا زد اما آنها اعتنایی نکردند و از خانه خارج نشدند. عمر هیزم خواست و گفت : سوگند به خدایی که جان عمر در دست اوست یا بیرون میآیید و یا خانه را با اهلش به آتش میکشم.
به عمر گفتند: یا اباحفض! فاطمه در این خانه است، حتی اگر فاطمه داخل خانه باشد؟ عمر جواب داد. «باشد»
]اعلام النساء، کحاله 114/4، الریاض النضره محب طبری 341 و 167/1، تاریخ الخمیس دیار بکری 178/1 و الامامه و السیاسه ابن قتیبه 12/1[
مقاتل ابن عطیه در الامه و الخلافه ص 160 مینویسد : “هنگامی که ابوبکر از مردم با تهدید و شمشیر وزیر بیعت گرفت، عمر، قنفذ و جماعتی را به سوی خانه علی و فاطمه فرستاد و عمر بر خانه فاطمه هیزم جمع کرد و در خانه را آتش زد.”
مورخین اسامی تعدادی از افراد که به خانه فاطمه الزهرا (س) هجوم آوردند را ذکر کردهاند. عمربن خطاب، خالدبن ولید، عبدالرحمن بن عوف، ثابت ابن عمیس شماس، زیدن بن لبید، سلمة بن سالمة بن وقش، زیدبن ثابت، اسیربن حضیر.
در مورد حمله به خانة پاره تن پیامبر اسلام حضرت فاطمه الزاهرا (س) روایات متعددی در کتب اهل سنت وجود دارد که به اختصار به چند مورد اشاره شد. علاقمندان میتوانند به کتاب احقاق الحق و نیز کتاب آتش به خانه وحی نوشته سید محمد حسین سجاد و نیز بیت الاخران (غم خانه فاطمه الزهراء) تألیف شیخ عباس قمی، ترجمة سید محمد رضا حسنزاده طباطبایی مراجعه نمایید.
احمد بن عبدالعزیز جوهری از علمای اهل سنت در کتابش «سقیفه» ابووالید شحنه حنفی در کتابش «روضة المناظر فی اخبار الا وایل و الا واخر»، ابن ابی الحدید در کتابش «شرح النهج» و دیگران نوشتهاند که :
“همه افراد داخل خانه بیرون آمدند مگر علی که گفت : من قسم خوردهام که در خانه بمانم تا قرآن را جمعآوری کنم. عمر قبول نکرد ولی اعتراض فاطمه باعث شد تا عمر برگردد. او برگشت و ابوبکر را تحریک کرد تا پیگیر مسئله باشد و او قنفذ (غلام خود) را چندین بار دنبال علی فرستاد ولی جواب منفی شنید. بالاخره عمر با جمعی از مردم به خانه فاطمه رفتند. تا فاطمه صدای آنها را شنید، ناله کرد. «ای پدر، یا رسول الله، بعد از تو عمربن خطاب و ابوبکر بن ابی قحافه چگونه با ما رفتار میکنند».
- عقدالفرید، ج 322/28 و 63/3
- تاریخ ابن شحنه، 164/7
- الامامه و السیاسة، 13/1
- اعلام النساء، 1207/3
- شرح نهجالبلاغه ابن ابی الحدید، 134/1 و 19/2
- اثبات الوصیه مسعودی ص 123
سقط کردن حضرت فاطمه (س)
مورخ اهل سنت ابوالحسن مسعودی (ف 346 هـ) در کتاب «اثبات الوصیه» ص 142 تحت عنوان «حکایت السقیفه» وقایع را با جزئیات توضیح میدهد و مینویسد :
“آنها علی را احاطه کردند و در خانهاش را به آتش کشیدند و او (علی) را کشان کشان بیرون بردند و سیده (بزرگ و سرور) زنان جهان (فاطمه الزهرا) را بین درب دیوار چنان فشار دادند که محسن (بچه شش ماههای که در شکم داشت) را سقط کرد.”
صلاح الدین خلیل صفدی دیگر دانشمند اهل سنت در «وافیات بالوافیات» «تحت حرف الف» مینویسد ابن هانی بصری معروف به نظام گفت:
“پیامبر صراحتاً فرمودند که بعد از او پیشوا علی است. پیامبر او را معیّن کرد و ولایت علی را به صحابه فهماند.” نظام ادامه میدهد :
“در روز بیعت، عمر چنان به شکم فاطمه زد که بچهای (محسن) را که در رحم داشت سقط کرد.”
- الوافی بالوافیات 17/6 (یعنی ج 6، ص 17)
- الملل و النحل فی المسائل النظامیه، شهرستانی (ف 548 هـ) چاپ ایران، ص 26، چاپ قاهره ص 57، چاپ بیروت 412 هـ ، 57/1
ذهبی واقعه سقط کردن حضرت فاطمه الزهرا (س) محسنش را توسط عمر، را چنین مینویسد :
“بدون شک عمر چنان لگدی به فاطمه زد که محسن از
- ۵.۱k
- ۰۷ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط