ما بدان قامت و بالا نگرانیم هنوز

ما بدان قامت و بالا نگرانیم هنوز
در غمت خون دل از دیده روانیم هنوز
جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت
بر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز
به امید تو شب خویش به پایان آریم
آن جفا دیده که بودیم، همانیم هنوز
ای دریغا که پس از آن همه جان بازی ها
بر سر کوی تو بی نام و نشانیم هنوز
دیگران وادی عشق تو به پایان بردند
ما به یاد تو در این دشت روانیم هنوز
آرمیدند همه در حرم حرمت و ما
ساکن کوی خرابات و مغانیم هنوز
نو بهار آمد و بگذشت ولیکن من و دل
همچنان در تف آسیب خزانیم هنوز
بس شگفت است که با این همه تابش چو نخست
در پس پرده پندار نهانیم هنوز
ما از این چرخ کهن گرچه بسی پیرتریم
همچنان از مدد عشق جوانیم هنوز
دیدگاه ها (۱)

ای عشق همه بهانه از توست، من خامشم این ترانه از توستآن بانگ ...

ای غم ، تو که هستی از کجا می آیی؟هر دم به هوای دل ما می آییب...

عشق یعنی ...در میان صدهزاران مثنویبوی یک تک بیت ناگهمست و مد...

مگه هست عشقی که توش غم نباشهغمو عشق باهم رفیق شفیقنیه زخمایی...

ما بدان قامت و بالا نگرانیم هنوز!وز غمت خون دل از دیده روانی...

ما بدان قامت و بالا، نگرانیم هنوزوز غمت خون دل از دیده روانی...

▶شعری از رهبر انقلاب◀ما خیل بندگانیم ما را تو می‌شناسی هر چن...

https://khamenei.ir/

🍃دامان خرابات نشینان همه پاک استتر دامنی ماست که تا دامن خاک...

یا ضامن آهو!در بند هواییم، یا ضامن آهو!در فتنه رهاییم، یا ضا...

همت علی اکرادی

ال روز متولدین تیر:شما امروز نمی توانید آن کارهایی که می دان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط