عشقهای اول را فراموش کنید! برای عشق اول شعر و قصه زیاد س
عشقهای اول را فراموش کنید! برای عشق اول شعر و قصه زیاد ساختهاند؛ برای اولین تپشهای دل و بغض و بیقراریها و مسخرهبازیهایش ولی شما باور نکنید. عشقهای اول سوتفاهمهای بانمکی هستند که گاهی از به یاد آوردنشان هم خندهمان میگیرد و ته دلمان خوشحالیم که ناکام ماند.
عشق فقط عشقِ آخر! همینکه امروز دچارش شدهاید و دست و دلتان را میلرزاند. همین دلشوره کوچک که گاهی منطقیست و شاید بیپرواییاش کمتر باشد اما مال امروز است. عشقآخر را عشق است که نه قرار است عروس رویاها شود و نه شاهزاده سوار بر اسب سپید، فقط میتواند خوشحالت کند... با تو زیر باران قدم بزند؛ فلافل و بلال و لبو بخورد؛ به گربهها غذا بدهد؛ به جاده بزند یا اصلا فقط کاری کند که هردو خوشحال باشید
عشق یعنی همین. یعنی کسی ترا بلد باشد. عشقهای اول به درد فراموشی و گاهی خاطره بازی میخورند. این عشق آخر است که امشب، شب اوست حتی اگر هیچ سالگرد و مناسبتی را به خاطر نسپارد..
عشق فقط عشقِ آخر! همینکه امروز دچارش شدهاید و دست و دلتان را میلرزاند. همین دلشوره کوچک که گاهی منطقیست و شاید بیپرواییاش کمتر باشد اما مال امروز است. عشقآخر را عشق است که نه قرار است عروس رویاها شود و نه شاهزاده سوار بر اسب سپید، فقط میتواند خوشحالت کند... با تو زیر باران قدم بزند؛ فلافل و بلال و لبو بخورد؛ به گربهها غذا بدهد؛ به جاده بزند یا اصلا فقط کاری کند که هردو خوشحال باشید
عشق یعنی همین. یعنی کسی ترا بلد باشد. عشقهای اول به درد فراموشی و گاهی خاطره بازی میخورند. این عشق آخر است که امشب، شب اوست حتی اگر هیچ سالگرد و مناسبتی را به خاطر نسپارد..
- ۲.۶k
- ۱۱ مهر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط