آنجا یک قهوه خانه بود

«آنجا یک قهوه خانه بود،
اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای. چرا؟
‏دنیا خراب می‌شد اگر دقایقی آنجامی نشستیم ونفری یک استکان چای میخوردیم؟!
‏عجله، همیشه عجله!
‏کدام گوری می‌خواستم بروم؟
من به بهانه رسیدن به زندگی، ‏
همیشه زندگی را کشته‌ام🌱

#محموددولت آبادی

@lilililllii2025
دیدگاه ها (۶)

یه نفر یه نصیحتی بهم کرد که پشتش یه دنیا آرامش بود؛ برگشت گف...

گاهی آدم به گذشته نگاه میکند و میبیندروزهایی که آدم غمگین و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط