بابام داشت با تلفن صحبت میکرد، صدا تلویزیون زیاد بود، یهو

بابام داشت با تلفن صحبت میکرد، صدا تلویزیون زیاد بود، یهویی قاطی کرد گفت صدای این بی صاحاب رو کم کن ببینم این بی پدر چی میگه😏 😡





بعدش با جمله "بزرگوار داشتین میفرمودین" ادامه داد😌 😂
دیدگاه ها (۷)

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁶....

سناریو قهوه با بوی شکلات

You are mine...²کلاهم رو سرم کردم و با لحن کنایه دار گفتم:-ح...

would you like to be with me forever?

You are paying back karma پارت³⁹¹⁴:⁰⁹ سئول «⁵سال بعد» سومین ...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۷ | آخرین نشانیباران شدیدتر شده بود.رینا کن...

عشق مافیا :)) پارت سه:ات لباس های بعد حمومش رو آماده کرد و ر...

Crimson silence (p18)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط