باید که تو باشی و تو باشی و تو باشی

باید که تو باشی و تو باشی و تو باشی
تا در دل تاریک شبم نور بپاشی

باید که تو باشی و بمانی به کنارم
چشمان تو مانند گل و ترمه و کاشی

باید که تو باشی که من آرام بگیرم
اینجا چه غریبم تو اگر یار نباشی

باید که تو باشی و تمام غزلم را
تا قاب بگیری بگذاری لب کاشی

باید که تو باشی تو ای عشق همیشه
در خانهٔ تنگ دل من بلکه تو جاشی

تا مرغ دلم بر لب بام تو نشیند
باید که تو باشی و تو باشی و تو باشی

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده‌ام سرمه بر چشم سیه، شانه ...

قهر؟ باشد، یادگاری‌هایمان را پس دهیمبوسهٔ من را بیاور، بوسهٔ...

آن‌که دارالعشوهٔ چشم تو را تاسیس کرددر کلاس خنده‌ات عاشق‌کُش...

بگذار،تا دست‌هایت همیشه سبز باشد برای بهارهمیشه لانه باشد بر...

خورشید در حال غروب بود و رنگ‌های آتشین آسمان رو پوشونده بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط