شلاق

شلاق

هر که حقّش را طلب کرده‌ست، شلاقش بزن
هر که خونش جوش‌آورده‌ست، شلاقش بزن

کارفرمایانِ ثروتمند را تکریم کن
کارگر چون نیست جز وردست، شلاقش بزن

بوسه بر پای خداوندان و اربابان بزن
لیک هر کس بنده و بَرده‌ست، شلاقش بزن

خانه‌ی نامرد را با دستِ خود، آباد کن
هر که زیرِ دستِ نامردست، شلاقش بزن

مختلس‌های سیَه‌پرونده را کُن روسفید
هر که رخسارش ز غم زردست، شلاقش بزن

دزد ِبیت‌المال را چون بوده درباری، ببخش
هر که آگه از پسِ پرده‌ست، شلاقش بزن!

گور بابای عدالت! ای دمت پیوسته گرم!
هر که آه سینه‌اش سردست، شلاقش بزن

خون مظلومان ایران را درون شیشه کن
هر که اندامش نپَروَرده‌ست، شلاقش بزن

روی سر بگذار جلادانِ حَدزن را ولی
هر که غرقِ محنت و دردست، شلاقش بزنi
دیدگاه ها (۳)

گیرم که هزار مصحف، از بر داری! خود را چه کنی؟ که نفس کافر دا...

"پرت کردن میان گرگ ها" این یکی از شیوه هایی بود که سازمان اط...

مادرم همه‌ی طلاهایش را فروخته است. حالا شاید بتوانیم یک خانه...

اراده داشتمبدون کاشتنکه عادتت بدمبه ریشه داشتنکه عادتت بدمیه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط