این روزها اگر مرا ببینید,گوشی به دست مدام در حال تایپ ولب

این روزها اگر مرا ببینید,گوشی به دست مدام در حال تایپ ولبخند زدنم.یکی از رفقا گروهی راه انداخته وهمه رفقا را اد کرده,هر کدام هم در یک سر دنیاوبا وضعیت های مختلف زندگی,همه دور هم جمع شده ایم وانگار نه انگار که این همه سال گذشته ,شبیه همان روزهای اول دوستی,باهمان کیفیت حرف می زنیم,روزمان را تقسیم می کنیم ومجالی شده ایم برای فرار از روزمرگی هم,,
نتیجه؟؟؟
نتیجه این که دوستی نه جغرافیای مکان می شناسد ونه زمان.
نه تفاوت دلمشغولی می شناسد ونه هیچ تفاوت دیگری.اصل ثابت شده ی رفاقت,از پشت خطوط اینترنت هم,نفی نمی شودوما بر مداری از خوشی وسرخوشی می چرخیم..
دیدگاه ها (۶)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم : و یا به یقین اشاره دا...

حسین شریعتمداری:رفسنجانی دیگر استوانه نظام نیستهاشمی با آن س...

از کجا به کجا؟!(یادداشت روز)-۱ «برتولت برشت» نمایشنامه‌نویس ...

🍞☕️ صبحانه ام،یک فنجان ، چای بهارنارنج استکمی از تو!🍂🌸وقتی ،...

تو یکی از وبینارهای مملکت بین یه دختر به اسم "پرنیان" که پزش...

فکت باشه?!

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

isfad ;)!

ولی رویا به مظلومانه ترین حالت ممکن از دنیا رفت ;)!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط