یه روز من سوار یک تاکسی شدم که فرودگاه برم

یه روز من سوار یک تاکسی شدم که فرودگاه برم
در حین حرکت ناگهان یک ماشین درست در جلوی ما از جای پارک بیرون پرید
راننده تاکسی هم محکم ترمز گرفت ماشین سر خورد و دقیقا به فاصله چند سانتیمتر از ماشین دیگر توقف شد

راننده اون ماشین سرش را ناگهان برگرداند و شروع کرد به ما فریاد زدن
راننده تاکسی ام فقط لبخند زد و برای ان شخص دست تکان داد
و من منظورم این است که او واقعا دوستانه بر خورد کرد

گفتم ان مرد نزدیک بود ماشین تان را از بین ببرد و ما را به بیمارستان بفرستد
در ان هنگام بود که راننده تاکسی درسی را به من داد

که اینکه به ان می گویم (قانون کامیون حمل زباله ) او توضیح داد
که بسیاری از افراد مانند کامیون های حمل زباله هستند
انها سرشار از اشغال ناکامی. خشم ..نا امیدی هستند .
وقتی اشغال را در اعماق وجودشان تلنبار می شود
انها به جای احتیاج دارند تا ان را تخلیه کنند

گاهی اوقات روی شما خالی می کنند
به خودتان نگیرید فقط لبخند بزنید دست تکان دهید
برایشان ارزوی خیر کنید و بروید
حرف اخر این است که افراد موفق اجازه نمی دهند

که کامیون های اشغال روزشان را بگیرد وخراب کند
افرادی را که با شما خوب رفتار می کنند دوست داشته باشید
برای انهایی که رفتار نامناسبی ندارند دعا کنید
دیدگاه ها (۱)

مادرم همیشه میگفت :یک زن هرگز نباید وقت داشته باشد،باید دائم...

اگر برای کسی مهم باشیاو همیشه راهی برای وقت گذاشتن با تو پید...

ترجیح می دهم مردماز چیزی که هستم متنفر باشندتا اینکه عاشق چی...

همیشه نسبت به کسانی که بیشتر دوست داریمسختگیرتر میشویمچون تو...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 9هان با تردید از ماشین پیاده شد.رستوران کوچک ...

🍷 Red Wineپارت ۲۶ — علامتماشین با سرعت از جاده‌ی خیس دور می‌...

تکاپو پارت105: پیاده🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍باد خنک عصر، میان خیابان‌های خ...

عشق در دنده آخرپارت : ۵۲ آسمان آبی و جاده کوهستانی تقریباً خ...

سه قلب یک عشق. 16

مکس دیوانه: جاده خشم

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط