P13

P13
F2

الان سه روز میگذره و انیا حالش خوب شده

ویو تو مدرسه

هند:بچه ها امروز از سازمان بازیگری یک کارگردان اومده
کارگردان:سلام اسم من کاران هست و قرار تو این مدرسه یک فیلم بگیریم و قرار بازی گراش از کلاس شما باشه فقط یه زوج نیاز داریم که باهم نسبتی داشته باشن
بکی:سراغ خوب کلاسی اومدید
کلویی:خیالتون راهت داریم زوج
کاران:خوب کی هستن؟
انیا و دامیان:ما
کران:نسبت تون؟
انیا:نامزد
کاران:خیلی خوب
حالا بیاید درباره نقش هاتون حرف بزنیم
بکی=دشمن انیا و دامیان
جولیا=دوست انیا
اندر=برادر دامیان
جودی=نوچه بکی
مارگارت=نوچه بکی
لوسی=دوست انیا
کلویی=جاسوس(از طرف دامیان برای این که بتونه انیا رو زیر نزر بگیره)
مکس=دوست دامیان
لوکاس=دوست دامیان
کاران:خوب نقش ها انتخواب شد📋
بایی تابعد
**
**
دیدگاه ها (۱)

P19F2ویو تو مدرسه هند:بچه ها این هفته کارگردان کاران نمیان چ...

p14ویو پسرا شب پیژامه پارتیدامیان زنگ زد به اندر اکه امشب بی...

P23از زبان نویسندهانیا رفت تو دست شویی و شروع به گریه کردن ک...

عشقی حقیقی

طلسم چشمای بانمک/ p۱۷/فصل۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط