پیرمردی وسط روزه ی ما گفت حسین ...

پیرمردی وسط روزه ی ما گفت حسین ...
من نگفتم ولی ارباب مرا هم بخشید ...
----------------------------------------
وقتی از کسی میشنوم که میگه من خواستم ولی نشد و شرح تلاششو میشنوی گاهی از خودم شرمنده میشم ...
یه مثال بزنم
همه ی ما بچه بودیم
همه ما وقتی چیزی میخواستیم اونقدر گریه و ناله و زار می زدیم تا به خواسته مون برسیم ... ما بچه بودیم اما حالا بزرگ شدیم و عزممون کمتر شده
خیلی زود کوتاه میایم
کم میاریم
دست می کشیم
اما من میگم بیاید باز بچه شیم
بخوایم از خدا به زور بخوایم
کم نخوایم
تا نداد پا پس نکشیم ...
#اربعین
#وعده_ما_اربعین_سال_بعد
#یک_قدم_از_تو
#هشتاد_کیلومتر_از_حسین
دیدگاه ها (۱)

من , تو را , به هر زبانی که ترجمه کردم , عشق شدی عشق به امام...

من , تو را , به هر زبانی که ترجمه کردم , عشق شدی عشق به امام...

من , تو را , به هر زبانی که ترجمه کردم , عشق شدی عشق به امام...

-برادر آیا به کربلا میرسیم...؟ +چرا که نه... - هر چه با خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط