بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر است،

بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر است،
شعر هم بی تو به بغضی ابدی زنجیر است،
آنچنان می فشرد فاصله راه نفسم،
که اگر زود ، اگر زود بیایی دیر است،
رفتنت نقطه ی پایان خوشی هایم بود،
دلم از هر چه و هر کس که بگویی سیر است،
خواب دیدم که برایم غزلی می خواندی،
دوستم داری و این خوب ترین تعبیر است،
کاش می بودی و با چشم خودت می دیدی،
که چگونه نفسم با غم تو درگیر است...!!!
دیدگاه ها (۱)

من شکستم ، تکه تکه، اینقدر حقم نبودکوزه ای بودم که سنگی بی خ...

برگشته بودی بشکنی من را، شکستی!این زخم هاجزبانمک درمان نمیشد...

واسِـــه مـَـــن دیـگـِــہ: حِــــســِّـــــت پ‍ـَــــریـــ...

دلم پرشده از همه جا...از همه کس...خالی نمیشود...آرام نمیشود ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟴𝟮 یهو صدای بلند و رسا از چن...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش دوم_از عادت کردن فرار می‌کرد و به فرار کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط