رمان روح جدا شده پارت
رمان: روح جدا شده: پارت ۲۰
از زبان شدو:
از کلبه رفتم بیرون...
حالا که بهش فکر میکنم واقعا ترسناک بود
به سمت پایگاه مقاومت حرکت کردم روژ داشت به مردم مشاوره می داد سونیک هم مثل همیشه از این ور به اون ور می دویید😑
زبون نفهمنمیفهمه که از همین یه هفته پیش به بدترین شکل ممکن آسیب دیده
روی یه صندلی که برای استراحت گذاشته بودن نشستم..
کاری نداشتم که بکنم به علاوه توضیح دادن اون داستان خودش سه ساعت زمان برد
مغذم اصلا نمیکشه اصلا!
خامه با مامانش داشتن آشپزی میکردن توی بخش غذا...
بیچاره اون بچه هم توی این اوضاعه.
به صندلی بیشتر تکیه میدم و به آسمون خیره میشم...
دستی رو روی شونه ام حس میکنم
سرمو پایین میارم و میفهمم سونیکه
سونیک: هی رفیق حالت خوبه؟
شدو: آ-آره... فقط ذهنم درگیره...
چهرش نگران به نظر میرسید...
ذهنم در گیر مرگ ماریا و دارک سونیک بود...
سونیک: انقدر ذهنتو در گیر نکن😊
یه لبخند میزنه و باعث میشه یکم آروم بشم
شدو: سعیمو میکنم
یه لبخند ملیح میزنم که خیلی متوجهش نشه ولی بازم فهمید
سونیک: اوووو شدو لبخند زد*خنده*
شدو: کی گفته!
سریع قیافمو درست کردم و عصبی خودمو نشون دادم
سونیک: تو گفتی و ما باور کردیم
خندید و خنده اش به دلم نشست...
ادامه دارد...
(گشادیم اومده بود پارت بدما😑بفرمایید پارت جدید🎀)
از زبان شدو:
از کلبه رفتم بیرون...
حالا که بهش فکر میکنم واقعا ترسناک بود
به سمت پایگاه مقاومت حرکت کردم روژ داشت به مردم مشاوره می داد سونیک هم مثل همیشه از این ور به اون ور می دویید😑
زبون نفهمنمیفهمه که از همین یه هفته پیش به بدترین شکل ممکن آسیب دیده
روی یه صندلی که برای استراحت گذاشته بودن نشستم..
کاری نداشتم که بکنم به علاوه توضیح دادن اون داستان خودش سه ساعت زمان برد
مغذم اصلا نمیکشه اصلا!
خامه با مامانش داشتن آشپزی میکردن توی بخش غذا...
بیچاره اون بچه هم توی این اوضاعه.
به صندلی بیشتر تکیه میدم و به آسمون خیره میشم...
دستی رو روی شونه ام حس میکنم
سرمو پایین میارم و میفهمم سونیکه
سونیک: هی رفیق حالت خوبه؟
شدو: آ-آره... فقط ذهنم درگیره...
چهرش نگران به نظر میرسید...
ذهنم در گیر مرگ ماریا و دارک سونیک بود...
سونیک: انقدر ذهنتو در گیر نکن😊
یه لبخند میزنه و باعث میشه یکم آروم بشم
شدو: سعیمو میکنم
یه لبخند ملیح میزنم که خیلی متوجهش نشه ولی بازم فهمید
سونیک: اوووو شدو لبخند زد*خنده*
شدو: کی گفته!
سریع قیافمو درست کردم و عصبی خودمو نشون دادم
سونیک: تو گفتی و ما باور کردیم
خندید و خنده اش به دلم نشست...
ادامه دارد...
(گشادیم اومده بود پارت بدما😑بفرمایید پارت جدید🎀)
- ۲.۳k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط