« شعر از خودم »

« شعر از خودم »

ماندم به دشت و صحرا،رفتی خدا نگهدار
بی یار و غار و تنها ، رفتی خدا نگهدار
هرچه به سر به سینه کوبیدم از فراقت
بودی چو سنگ خارا ، رفتی خدا نگهدار
هر خواهشی نمودم زین ره گذر نمایی
زینهار از آن تمنا ، رفتی خدا نگهدار
گفتم مرو به دریا طوفان غم به پا شد
دل را زدی به دریا ، رفتی خدا نگهدار
مجنون شدم ز عشقت ، آواره در بیابان
کردی مرا تو رسوا ، رفتی خدا نگهدار
گفتم که رفته بر باد هم صبر و هم تحمل
گفتی بکن مدارا ، رفتی خدا نگهدار
لالی ز جان حذر کردازخویشتن گذرکرد
گفتم برو تو یارا ، رفتی خدا نگهدار
« قالب شعر غزل ، لطفا نظر دهید»
دیدگاه ها (۱۶۴)

کی خدا این دفتر اشعار من معنا شودساغر خالی زمی پر از میِ مین...

بخش اول

مثل سرزمینی هستی که دیگر نمی‌توانم به آن برگردم 🫠#میخواهم_زن...

💔💔🥀🥀

دوستت دارم💞و این را روزی هزارباربرایِ خودم تکرار می کنمو سر...

میگن عشقبه شدتشه نه به مدتش،اما من چند مدتیه به شدت دوست دار...

معین گوش کن لذت ببر 👌👌👏👏👏تقدیم نگاه قشنگتون مهربونا 👌👏👏👏🌺🌷 ل...

تولدت مبارک مهر ماهی جان 🤩💋💜

#تکست_عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط