سرتا پا در تاب و تبم

سرتا پا در تاب و تبم
دراتش هرصبح و شبم
دانم که اخر نرسد
کامی از ان لب به لبم
مرغی بی پناهم
عشق تو گناهم
یاری از که خواهم؟
افسون دل ها
دیدگاه ها (۷)

درد معمولی نبودیمثل یک سردرد شدیدِ شبانهکه آرام شوی با یک فن...

می‌دونی،من آدم بی‌عقل و درکی نیستم ولی...ولی بی‌خیال خیلی چی...

میتونم چند لحظه وقتتو بگیرممیخواستم بپرسمچقدر باید بگذرهتا م...

میان این آدمهایے ڪہ مے‌آیند...و مےروندیڪ نفر امایادش تا همیش...

مي نويسم از چشمهايم كه بي تاب نگاه توأنداز گوش هايم كه از فر...

#پیرمرد ی تمام عمرش را بین #بازار و #کوچه سر می کردهرکسی بار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط