من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندی

من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندی
مشت بر مهره تنهایی من پیچاندی

ذکرها گفتی و بر گفته خود خندیدی
از همین نغمه تاریک مرا ترساندی

برلبت نام خدا بود، خدا شاهد ماست
...بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی


دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت!
عادتت را به غلط چرخه ی ایمان خواندی


قلب صد پاره من مهره صد دانه نبود
تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی

جمع کن رشته ایمان دلم پاره شدست
من که تسبیح نبودم ، تو چرا چرخاندی؟
دیدگاه ها (۱۶)

من که تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی مشت بر مهره تنهایی من پیچان...

من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندی, مشت بر مهره تنهایی من پ...

شعر : تسبیح من که تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی مشت بر مهره تن...

من که تسبيح نبودم ، تو مرا چرخاندیمشت بر مهره تنهايی من پيچا...

من که تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی مشت بر مهره تنهایی من پیچان...

‍ من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندیمشت بر مهره تنهایی من پی...

من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندیمشت بر مهره تنهایی من پیچا...

من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندیمشت بر مهره تنهایی من پیچا...

من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندیمشت بر مهرهٔ تنهایی من پیچان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط