من عاشقم یا تو
من عاشقم یا تو؟
۷
لباس های رسمیم ، منو حسابی برای ملاقات با این جناب کله گنده آماده کرده .
منشی ، در یک اتاق رو باز میکنه و با لفظی کشیده و زیبا جمله اشو بیان میکنه : -خانم فرهد توی اتاق جلسه منتظر باشید تا جناب صدرا بیان برای مصاحبه .
لبخندی به روش میزنم و وارد اتاق میشم ، از اون اتاق هایی بود که با دیدنش ، دلت یک سوت جانانه میخواست اما شک داشتم که اون جا دوربین داره یا نه !
آخه از این پولدارها و کله گنده ها هر انتظاری میرفت ، بالاخره هر چه مقام بالاتر بره ، دشمناتم بیشتر میشن .
صدای غیر منتظره ی زنگ موبایلم ، باعث میشه سر جام بپرم .
با حرص سر کیفم رو باز میکنم و در همون حین زیر لب به خودم غر میزنم : دختره ی احمق همین روز اولی گند بزن که اخراجت کنن . آخه کی وسط مصاحبه با خودش موبایل روشن میاره ؟
از لابه لای وسایلم موبایلم رو پیدا میکنم ، با دیدن اسم سروش روی صفحه ی موبایلم ، تمام عصبانیتم فروکش میکنه مثل همیشه با به یاد آوردنش لبخندی روی لب هام میاد و از اطرافم فارغ میشم
تماس رو وصل میکنم و روی مبل های گرون قیمت اون جا میشینم ، صدای مردونه ی سروش طنین انداز تارهای صوتیم میشه :
-کجایی عزیزم ؟
ماهیچه های گونه ام شل میشه ، لبخندی به پهنای صورتم میزنم و میگم :
-یه جای توپ …
سروش: خوب پس تنها تنها میری جاهای توپ من چی ؟
دلم میگیره ، از این که به خاطر من تمام خوشی های زندگیش رو زیر پاش گذاشته و مردونه سر حرفش به پدرم ایستاده . دلگیریم رو پشت صدای خندونم پنهون میکنم : -امشب دوتایی بریم ؟ خیلی وقته بیرون نرفتیما …
سروش : سوگل من که از خدامه باهات وقت بگذرونم ، این تویی که مدام کارتو بهونه میکنی ، گاهی اوقات به بقیه ی نامزدها غبطه میخورم .
https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%86-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d9%85-%db%8c%d8%a7-%d8%aa%d9%88-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
۷
لباس های رسمیم ، منو حسابی برای ملاقات با این جناب کله گنده آماده کرده .
منشی ، در یک اتاق رو باز میکنه و با لفظی کشیده و زیبا جمله اشو بیان میکنه : -خانم فرهد توی اتاق جلسه منتظر باشید تا جناب صدرا بیان برای مصاحبه .
لبخندی به روش میزنم و وارد اتاق میشم ، از اون اتاق هایی بود که با دیدنش ، دلت یک سوت جانانه میخواست اما شک داشتم که اون جا دوربین داره یا نه !
آخه از این پولدارها و کله گنده ها هر انتظاری میرفت ، بالاخره هر چه مقام بالاتر بره ، دشمناتم بیشتر میشن .
صدای غیر منتظره ی زنگ موبایلم ، باعث میشه سر جام بپرم .
با حرص سر کیفم رو باز میکنم و در همون حین زیر لب به خودم غر میزنم : دختره ی احمق همین روز اولی گند بزن که اخراجت کنن . آخه کی وسط مصاحبه با خودش موبایل روشن میاره ؟
از لابه لای وسایلم موبایلم رو پیدا میکنم ، با دیدن اسم سروش روی صفحه ی موبایلم ، تمام عصبانیتم فروکش میکنه مثل همیشه با به یاد آوردنش لبخندی روی لب هام میاد و از اطرافم فارغ میشم
تماس رو وصل میکنم و روی مبل های گرون قیمت اون جا میشینم ، صدای مردونه ی سروش طنین انداز تارهای صوتیم میشه :
-کجایی عزیزم ؟
ماهیچه های گونه ام شل میشه ، لبخندی به پهنای صورتم میزنم و میگم :
-یه جای توپ …
سروش: خوب پس تنها تنها میری جاهای توپ من چی ؟
دلم میگیره ، از این که به خاطر من تمام خوشی های زندگیش رو زیر پاش گذاشته و مردونه سر حرفش به پدرم ایستاده . دلگیریم رو پشت صدای خندونم پنهون میکنم : -امشب دوتایی بریم ؟ خیلی وقته بیرون نرفتیما …
سروش : سوگل من که از خدامه باهات وقت بگذرونم ، این تویی که مدام کارتو بهونه میکنی ، گاهی اوقات به بقیه ی نامزدها غبطه میخورم .
https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%86-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d9%85-%db%8c%d8%a7-%d8%aa%d9%88-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
- ۴.۸k
- ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط