دوستت می دارم

دوستت می دارم
اما نمی توانی مرا در بند کنی !
همچنان که آبشار نتوانست
همچنان که دریاچه و ابر نتوانستند
و بند آب نتوانست ...

پس مرا دوست بدار
آنچنان که هستم:
لحظه ای گریزپا

و بپذیر مرا آنچنان که هستم !
و خود دریا باش
دور چون دریا
ژرف چون دریا
تا خویشتن را در تو فروبارم ...
دیدگاه ها (۸)

من که دربندم کجا میدان آزادی کجاکاش راه خانه ات انقدر طولانی...

علامتِ خانه بودن منهمین پنجره‌ی رو به جنوبِ آفتاب است، تا تو...

خانه ام را خراب میخواهی؟دست در دست دیگری برگرددست در دست دیگ...

چه زیباست به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن...

شاملو نیستمتا آنچنان ڪه او مے توانستدوست داشتنم را ڪه در فرا...

ما شکوفه می‌زنیم، آره داریم شکوفه می‌زنیم، عزیزمما شکوفه می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط