Part: 1

Part: 1
The name of the story: My forbidden love(عشق ممنوعه‌ من)

شب خونین من روزی بود که یک مافیا با پدر من بر سره گرفتن من جنگ و خون ریزی به پا کردن......
فلش بک:
پدره من قدرتمندترین مافیا هست و هیچوقت اجازه نمیده که من با یکی مثل خودش ازدواج کنم چون معتقده که زندگیم از هم میپاشه......
هیونجین هم مافیاست و اونم پدرش مثل پدره من قدرتمنده......
قبلا پدره من با پدرش روابط داشتن ولی از زمانی که من با پسرش وارد رابطه شدم و پدرم فهمید، این روابط کنسل و دیدار من با هیونجین قطع شد......
از اون به بعد هیونجین با خط های ناشناس رو گوشی من زنگ یا پیام میداد اونم تو روزای خاصی که پدرم نبود.....‌.
دیدارمون هم کم شده بود ولی از طریق نقشه های مخفیانه با کمک مادرم یا خودم اونو دیدار میکردم.......
ما دیوانه وار عاشق هم دیگه بودیم ولی چه میشد کرد که پدرم سدی بر سره راه ما قرار داد......
اون هیچوقت بخاطر اینکه من با هیونجین تو رابطه ام دعوا یا کتکم نزده ولی تا دلتون بخواد، با هیونجین چرا!
فقط با زبون خوش یک شب تا صبح کامل با من حرف زد ولی من نتونستم به حرفش اعتنایی کنم......
مادرم که از عشق مخفیانه ما دوتا خبر داره بالاخره کمکمون میکنه برای دیدار؛ هرشب داره پدرم رو راضی میکنه ولی پدرم هیچ توجه ای نداره و میگه:
زندگی دخترم رو به یه آدم بی سر و پا نمیدم.......
این دیدار ها داره هم منو بی صبر و خسته میکنه هم اون!
حال:
هیونجین تصمیم گرفت بیاد و انتقام بگیره......
ولی با جنگ و دعوا و خونریزی!
سالن خونه همانند رود خون شده بود‌.......
تمام آدم های پدرم و هم هیونجین همه مرده بودن......
و فقط اون دوتا موندن تا دوئل برن!
روی پله هایی که منتهی میشد به سالن خونه نشسه بودم و گریه میکردم، درحدی که احساس می‌کردم بجای اشک دارم خون گریه میکنم!
مامانم دستمو می‌کشید و می‌گفت:
تروخدا، این صحنه ها بیشتر روی تو اثر میزاره بلند شو بریم دخترم!
پدرم که انگار حرف مامانم رو شنیده باشه گفت:
همتون برین داخل اتاق هرکی زنده مونده برای اعلام پیروزی میاد توی اتاق شما!
مامانم ایندفعه محکم تر کشیدم و از سره ناچاری رفتم تو اتاقم باهاش!
با گریه گفتم:
مامان اگه بابا بمیره یا هیونجین......‌
نتونستم حرفم رو کامل کنم چون فکر کردن راجب بهش برام سخت بود!
گفت:
نترس، هرچی بخواد بشه میشه!
برو بخواب و دیگه گریه نکن، چشماتو نابود کردی!
ولی اعتنایی نکردم و به گریه زیره پتوم ادامه دادم.‌‌.....
دیدگاه ها (۰)

جووووووون شوشوییممممممم😈❤️🎀📿🤲

تک پارتیThe name of the story: My love(عشق من)پس از کلی دعوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط