ادامه ی پارت ¹¹......

ادامه ی پارت ¹¹......

کای: برو یه آبی به دست و صورتت بزن بریم ...
ات: کجا ؟
کای: تو بیا میفهمی!
ات: خب بگو کجا ،
کای: بابا گفتم میفهمی دیگه ...

پسره ی ...هیششش رفتم یه آبی به دست و صورتم زدم و رفتم یه لقمه یه چی برداشتم خوردم که هیون جلوم سبز شد ....

هیون: اون کیه جلو در ؟ ....دوست پسرته؟
ات: برو بابا دوست پسر خره کیه ...فقط یه چی هیون ، جونگی اومد بهش بگو یه جا کار داشتم زود بر میگردم....
هیون: باش ‌...
ات: ممنون....

راه افتادم و رفتم سمت در ......

ادامه دارد......
دیدگاه ها (۱۳)

#عروس_فراری 🤍👀Part: ¹²کفشام رو پام کردم و از خونه زدم بیرون ...

ادامه ی پارت ¹².....ویو تهیونگ: همه ی حرف هایی که زد یه جاش ...

#عروس_فراری 🤍👀Part: ¹¹تهیونگ: اون دختره رو پیدا کن ...!!(با ...

#عروس_فراری 🤍👀Part: ¹⁰جونگی: چته هیون....هیون؟ ...هیون دیگه ...

پارت ۳۰ 🔥

عشق دردناکp⁸"ویو ا.ت"از خواب پاشدمیه لباس بیرون پوشیدم و رفت...

پارت ۲۶ 🔥

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط