اینجوری هم نیست که یعدفه فراموشش کنی،

اینجوری هم نیست که یعدفه فراموشش کنی،
مثلا اولش روزی سی بار به یادش می افتی
و بعد میشه بیست و هشت بار،
بعد میشه بیست بارو هی همینجوری کم میشه و کم میشه
و بعد می بینی شد هر روز سی بار
حتی گاهی از اونم رد میشه
دیگه کلا یادت نیستش...
بعد یه روزی که داری تو یه خیابون میری
یکی از بغلت رد میشه و عطرش کار خودشو می کنه..
یا تو ی تاکسیو صدای ضبط ماشین میرسه به همون اهنگ
اون وقته ک باز همه چی از اول شروع میشه
انگار همین دیروز بود ک همون قدر دلت براش تنگ شده
سی و چند بار در اصل ؛ هیچی فراموش نمیشه...
زمان آروم، آرام کرد و غباری روی خاطرات مینشونه فکر میکنی یادت رفته
اما صبح از خواب پا میشی حالت بده
نمیدونی دردت از کجا آب میخوره
کافیه نسیمی از رو خاطره ای خاکش رو برداره؛
بعد همه چی تازه میشه
همه چی میاد بیرون
عین روز اول...
دیدگاه ها (۰)

for you ✨🫵⭐

اگه یه روزی تو خیابون خودتو ببینی بهش چی میگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط