خوش بہ حال آسمون چون کہ هر وقت دلش بگیره بے بہونہ مے باره

خوش بہ حال آسمون چون کہ هر وقت دلش بگیره بے بہونہ مے باره ...
بہ کسے توجہ نمے کنہ ...
از کسے خجالت نمے کشہ...
مے باره و مے باره و...
اینقدر مے باره تا آبے شہ ... ‌
آفتابے شہ ...!!!
کاش...
کاش مے شد مثل آسمون بود...
کاش مے شد وقتے دلت گرفت اونقدر ببارے تا بالاخره آفتابے شے...
بعدش هم انگار نہ انگار کہ بارشے بوده..
دیدگاه ها (۱)

سال ۹۳ چی بودما یا خدا الان نصف انروزمم نیستم. اینجا تو دو...

دختری که تصمیم می‌گیره اونی رو که با تمام وجود دوست داره، با...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

انگار مامانم رفته بازار و منو نبرده...انگار دندونمو کشیدن و ...

سناریو بلو لاک / قفل آبی (پارت1)

آی زن!در سرانگشتانت چه می‌گذشتآن هنگام که قالیِ جان مرا می‌ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط